نام : معصومه دده بالا
نام هنری : هایده
تاریخ تولد : 1321
محل تولد : کرمانشاه
تاریخ وفات : 1368
محل وفات : آمریکا
محل دفن : آمریکا
هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.
وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد
و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.
هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.
زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از
هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و
کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد…………..تا اینکه در سی دی سال 1368 با
اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی
دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.
پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.
بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از
درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:
از زبان خود هایده:
تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به
من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام
من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم
نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به
مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری
ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم
همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را
ببینم.
به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.
7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود.
ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.
در سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به
سبب ترانه های غمیادانه (نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار
طرفدارانش در بیرون از ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش
حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.
از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در هر
منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده
است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی
اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به “تحقیر” و تکرار آمده که
نام اصلی اش “سکینه دده بالا” بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده
کیفیت صدای او بشود!
هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی را نزد
موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی،
معروف شده است به “کاشف صداهای ناب”! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده،
معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. یا خودشان
به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا “رنود” آنها را از او به
غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان تجویدی باشد. شانسی
که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را در “مخالف سه گاه” و
در پیوند با شعری برانگیزاننده از “رهی معیری” آماده اجرا داشته است. این
ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای صدای گسترده و پر توان
هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه “تجویدی – معیری” را تاثیر بیشتر
بخشیده است.
متن این ترانه که “آزاده” نام دارد، آخرین کار
موسیقائی ” رهی معیری” است که در تب بیماری آن را سروده و کمتر در یک سال
پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.
ترانه آزاده با صدای هایده، آهنگ از علی تجویدی با شعر رهی معیری
تجویدی خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت
“آزاده” گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و
بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال
بیشتری تمام کرده است.
ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:
- “یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!…”
تجویدی در گفتگویی که با او داشتم گفت: “آزاده را هیچ
خواننده دیگری نمی توانست چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند … هایده با
خواندن این ترانه و چند ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در
ترانه خوانی و آواز خوانی ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به
وجود بیاورد…”
راه دیگر
هایده، اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه
ماند ولی بیشترین زمان و توان خود را در خدمت “بازار” قرار داد که بیشتر
به سود و زیان می اندیشد تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود
که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می
برد. در عین حال گناه این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها
بگذارد، از چشم جامعه می بیند:
“جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید… من
در شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن
به کاباره نداشته باشند… ولی نکردند این کار را… حقوق بسیار کمی مثلا 500
تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می رفت
شبی ده هزار تومان می گرفت… گناهی نداشتند… زندگی غیر از این را اجازه نمی
داد…”
صدای هایده و برخی از ترانه های “غمیادانه” او در سال
های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است
هایده، پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی
خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به
اصطلاح “مردمی”، نزدیکتر شد. محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و
انوشیروان روحانی آهنگسازان دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای
ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که این ها در راه “مردمی” شدن به
هایده یاری رسانیدند، او نیز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها
شد!
مهاجرت به “شهر فرشتگان” (لس آنجلس) پس از انقلاب کار
را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که
دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها “تفریح و سرگرمی” می خواستند. سرمایه
نیز در جایی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین
تنیده از “تفریح و تجارت” موسیقی معروف به “لس آنجلسی” به دنیا آمد و بیشتر
خوانندگان مهاجر از جمله هایده را نیز به خدمت خود درآورد.
این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه های غربتی هایده
هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید به جنس صدای ناب و
کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده است، در این دنیای
“بی صدائی” و “بد صدائی” خود، نفس ارزش است!
هایده در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست
کم توانست بخواند. اگر در ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از “پریسا” و
“هنگامه اخوان” پیدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه – و
برای همگان – بخوانند، با آن که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!
صدای هایده و برخی از ترانه های “غمیادانه” او در سال
های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است.
هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به
سکته قلبی درگذشت و در گورستان “وست وود” لس آنجلس به خاک سپرده شد.
نقل از بی بی سی
مصاحبه با آقای مهدی ذکایی سردبیر مجله جوانان در امریکا در رابطه با هایده
“خانم هایده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب
اونجا زندگی کرد و کار کرد و بعد اومد آمریکا و اینجا فعالیتش رو شروع
کرد. هایده شبی که در سانفرانسیسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت
بلافاصله دچار حمله قلبی شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی
که این اتفاق براش افتاد هایده در بهترین موقعیت خوانندگی بود و هیچ کس در
برابرش نبود.”
” و اون موقع یادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده
بود و روی صحنه هم موفق بود. هایده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که
رفت ، مردم خیلی خیلی متاثر شدن. براش با شکوه ترین مراسم خاکسپاری و هفت و
یادبود رو برگزار کردن که در تمام سالهای اخیر چنین مراسمی برای کسی انجام
نشد و جای هایده همیشه خالیه وصدا وآهنگاش همیشه موندنیه.”
“چهل ”
“هایده وقتی فوت کرد چهل و هفت سالش بود. ما ملاقاتهایی زیادی باهم داشتیم . روحیه خیلی خیلی خوبی داشت.”
“ماجرای عجیب آخرین مصاحبه هایده”
مهدی ذکائی : آخرین مصاحبه هایده درست یک هفته قبل از
مرگش بود. یک هفته بعد که مجله در اومد دقیقاٌ یک روز بعد از مرگش بود. یکی
ازعجیب ترین اتفاقاتی که قبل از مرگ هایده افتاد این بود که آقای حسام
ابریشمی که نقاش معروفی در آمریکا است. یک طراحی برای روی جلد مجله در کنار
عکس هایده انجام دادن که چشم هایده کاملاٌ روی این طرح خیره شده بود و
درمورد با اون سوال می کرد
“بعداً فهمیدم که این طرح در امریکای جنوبی سمبل مرگه و
تقریباً به شکل یک دلقک در حال رقصه. خاطراتی که از آخرین مصاحبه با هایده
در ذهن دارم اینه که از کسانی گلایه می کرد که خیلی اذیتش کرده بودن. خیلی
از شایعاتی که مطبوعات براش ساخته بودن دل آزرده بود.
ولی گفت که دوباره روی پاهام می ایستم و می خوام از نو
شروع کنم و بسیار فعالتر از قبل باشم و کارهام رو گسترش بدم.”
بیوگرافی هنگامه
هنگامه در لاهیجان-ایران
متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگی به تهران
آمدند.از همان دوران کودکی او هیجان و شوق زیادی در خوانندگی و نمایش داشت
که پدرش اولین کسی بود که این شوق و هیجان را آشکار کرد. عشق بی پایان و
حمایت پدرش سبب تقویت مراحل اولیه ی زندگی هنگامه به صورت نسبتا آشکاری شد و
او را برای شرکت در کلاس های موسیقی به همراه تعدادی از استادان موسیقی
کلاسیک پارسی تشویق کرد. مهارت او در نواختن نی و فلوت سبب شد تا پدرش برای
یادگیری مدهای موسیقی کلاسیک پارسی "ردیف" اعتقاد پیدا کند و شالوده ی
علمی او به صورت موثری پیشرفت کند همانند خودش که به این سبک موسیقی بسیار
علاقه مند و باسواد است .
هنگامه از حمایت خانواده و دوستانش ،همانطور که بزرگ می شد ،لذت می برد.
او در سراسر دوران تحصیلی اش درتعداد متعددی مسابقات ناحه ای و محلی شرکت
کرد و همیشه در زمره ی بی نظیران بود .او همواره بعد از پایان تحصیلش آرزو
داشت خواننده ای حرفه ای شود، اما این آرزو بعد از تغییرات تحمیل شده توسط
دولت جمهوری اسلامی نمی توانست به حقیقت بپیوندد. بعد از پایان دوره ی
دبیرستان ، هنگامه
ازدواج کرده و صاحب فرزند دختری شد ،اما هرگز تصور درباره ی آرزوی زندگی
خود را که خواننده شدن بود ، فراموش نکرد. سر انجام هنگامه به این نتیجه
رسد که برای رسیدن به آرزویش ، راهی به جز ترک وطن و مهاجرت به خارج را
ندارد.
در سال 1992، هنگامه به وانکوور ، کانادا به همراه همسر و دخترش مهاجرت
کرد . در وانکوور در ابتدا او علی الهی(نوازنده ی ردیف مضراب پیانو) و
فریدون (خواننده) را ملاقات کرد که توسط آن ها به کامران(خواننده) و رامین
زمانی(نویسنده ی متن موسیقی و تولید کننده) ، معرفی شد. در سال1995،
هنگامه، فریدون و کامران کار خود را با رامین زمانی با تلاش و جدیت آغاز
کردند . آن ها اولین کار خود را با نام « ایرانم » تولید کردند که در دوره ی
بیار کوتاهی طرفداران بسیاری به دست آوردند. محبوبیت آنها در حال حاضر
فراتر از وانکوور توسعه پیدا کرده است و جمعیت ایرانی بسیاری در لس آنجلس
به صورت ناگهانی به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند.
بیوگرافی ناصر عبداللهی

مازیار فلاحی متولد ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۳ تهران است ، وی نوازندگی گیتار را از سال ۱۳۶۸ آغاز نمود ، در سال ۱۳۷۱ در رشته مهندسی صنایع وارد دانشگاه شد.
همزمان در مرکز آموزش های هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرج دوره کارگردانی سینما را در سال ۱۳۷۴ با رتبه عالی به پایان رسانید ، فیلم کوتاه مطرود حاصل اولین تجربه کارگردانی وی می باشد.
پس از آن در سال ۱۳۷۶ مجموعه داستان های کوتاهش را تحت عنوان «کلاغ – پاییز کودکی» منتشر نمود ، این کتاب ریشه قصه های ترانه های او شد.
در سال ۱۳۸۰ به عضویت گروه کر دانشگاه تربیت مدرس به رهبری «الیپس مسیحی» درآمد.
تئوری موسیقی ، سلفژ ، ارکستراسیون و موسیقی مکتوب را نزد استادش حمیدرضا دیبازر به مدت ۶ سال متوالی فرا گرفت ، در همین حال به عضویت گروه کر بهمن به رهبری «مهدی قاسمی» درآمد.
دروس آواز جمعی و تکنیک های آواز را نزد «ناربه چولاکیان» و «شقایق الهیاری» گذراند ، گیتار کلاسیک را نزد سرکار خانم «فرزانه رجایی» و خانم «آیلین ارجمند» و نوازندگی پیانو را نزد «علیرضا حشمتی افشار» ادامه داد.
در اسفند ماه ۱۳۷۶ به دعوت «قاسم جعفری» آهنگ ها و ترانه های فیلم «مجنون لیلی» را نوشت که آغاز فعالیت خوانندگی رسمی وی در عرصه سینما و موسیقی می باشد ، از جمله کارهای دیگر وی می توان به موارد زیر اشاره کرد.
ساخت موسیقی متن ، ترانه ها و خوانندگی فیلم های دو را حل برای یک مساله (به سفارش یونیسف) ، مدرسه ای برای دیگران ، نبش قلب ، ققنوس (تلویزیون) ، تیتراژ سریال لحظه دیدار (شبکه جام جم) ، فیلم های به دنبال خوشبختی ، دلواپسی ، بی ستاره ، سر سپرده (هدایت فیلم) ، تیتراژ فیلم سینمایی دختران و سریال قلب یخی اشاره کرد.
موسیقی متن فیلم سینمایی پروانگی آخرین کار اوست ، آلبوم “قلب یخی” اولین آلبوم رسمی موسیقی وی آماده انتشار می باشد.
خانم حیدرزاده که بینایی خود را از دست داده ، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاورهای و با بهکارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت.امروزه بسیاری از خوانندگان داخل ایران (مانند علیرضا عصار) و خارج ایران (در لس آنجلس) از ترانههای او در آهنگهایشان استفاده میکنند ( گاه بدون اجازه حق تکثیر )
مریم حیدرزاده دانشآموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است . پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد . مریم حیدرزاده ساکن سعادت آباد است
بیوگرافی منصور
نام:منصور
جعفری / متولد ۶/۵/۱۳۵۳ / محل تولد تهران / بیشتر دوران کودکی خود را در
کنار مادربزگش در میدان ژاله گذراند / در سن ۱۳ سالگی ایران را ترک کرد /
در سن ۱۷ سالگی به صورت حر فه ای کار را با اساتید موسیقی آغاز کرد / در
سال 1999 در یک فیلم آمریکایی ایفای نقش کرد / اکنون ساکن لوس آنجلس می
باشد / مجرد هست
او درباره خواندن در ایران و برگشتن به ایران این چنین می گوید :
در ایران ( خواندن ) فعلاً برای من یک آرزوی دور است ...
(نگاه غمگین منصور ما را چند لحظه ای وادار به سکوت کرد.)
اما هر چه کشوری که در آن برنامه دارم به ایران نزدیک تر باشد، احساس من هم به ایران بسیار نزدیک تر است
مثلاً در دوبی به دلیل حضور دوستان زیادی که از ایران به آنجا آمده بودند،
احساس نزدیکی خاصی به مردم و ایران می کردم
منصور درباره ی این همه موفقیت در خارج از ایران چه در زمینه موسیقی و چه در زمینه تجارت می گوید :
به نظر من باید همیشه هدف راخیلی بالا گرفت و برای رسیدن به آن تلاش کرد،
در این صورت دستیابی به نقطه ای پایین تر از هدف هم ، میتواند موفقیت مطلوبی، باشد....
خبر جدید : منصور در حال تهیه کردن موزیک ویدیو آهنگ های
"بازی" و "دستمو بگیر" می باشد . سوپرایز منصور در موزیک ویدیو دستمو بگیر
حضور دوباره ی خانوم "کندس" هست که امیدواریم ویدیو زیباتری را نسبت به
ویدیو های قبلی منصور شاهد باشیم .
امروز منصور قسمتی از زندگی میلیون ها ایرانیست. به نظر
میرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنیده میشود. در چنین روزگاری پیام
امیدبخش منصور از هر زمان دیگری مهم تر است.منصور به این حرف گاندی اعتقاد
دارد : (( تو باید همان تغییری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع
بپیوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی میکند ٬ اما بیشتر وقتش به سفر در دور دنیا میگذرد. گرچه منصور دیگر در ایران زندگی نمیکند اما ایران همیشه قسمتی از وجود اوست و همیشه با او خواهد بود
بیوگرافی مسعود سعیدی
نام: مسعود
نام خانوادگی: سعیدی
تاریخ تولد: اسفند ماه سال ۱۳۶۶
محل تولد: شیراز
محل زندگی: تهران
وضعیت تاهل: مجرد
مسعود سعیدی در سال ۱۳۸۵ کار خود را در عرصه ی موسیقی شروع کرد – به گفتی خیلیا مسعود سعیدی اولین خواننده سبک R&B در ایران است.
او در اوایل کار به شدت مورد توجه بزرگان سبک رپ قرار گرفت و همکاری او با خوانندگان بزرگ سبک رپ باعث شد او در کمترین زمان ممکن در جامعه موسیقی صاحب جایگاه شود.
او پس از مدتی به این نتیجه رسید که میتواند به صورت انفرادی کار کند و همین امر باعث موفقیت بیشتر وی در زمینه ی موسیقی شد.
بیوگرافی محسن نامجو
«محسن نامجو» متولد سال
1355 در تربت جام است. از سال 67 با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین
آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به
صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز
کرد. نامجو سال 73 وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای
زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود 8 نمایش موزیک ساخته
که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد
که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده»
(نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).
نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت
دعا می کنم (که نوروز 86 از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست،
در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های
نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».
این موزیسین جوان از سال 82 شروع به ضبط آثار خود کرد که حاصل
این کار، تهیه حدود 30 تراک در قالب 4 آلبوم منتشر نشده است؛ آلبوم هایی که
نام های عجیب و غریبی هم دارند: باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید
نوکانتی. تهیه کننده همه این آلبوم ها خود او بوده است. اما مشکل اینجاست
که نامجو هنوز موفق نشده کارهای خود را منتشر کند. او مشکلاتی که سر راه
انتشار آلبوم هایش وجود دارد را مورد به مورد شرح می دهد: «اول این که
کارهای من سبک شناخته شده ای ندارند؛ یا بهتر بگویم: در هیچ سبکی نیستند!»
در اینباره باید گفت به خاطر تلفیقی بودن موزیک نامجو، نه تنها
تهیه کنندگان و تولید کنندگان موسیقی، بلکه مسئولان مرکز موسیقی اداره
ارشاد هم تمایل چندانی به انتشار آلبوم های نامجو ندارند.
او توضیح می دهد: «چون در کارهایم آواز سنتی با سبک هایی مثل راک
و بلوز تلفیق شده و کلیشه های رایج آواز ایرانی را شکسته، مسلماً حساسیت
برانگیز است. تا به حال چنین موزیکی نبوده و همه علیه اش جبهه می گیرند.»
نامجو مشکل دیگر را اشعار کارهاش می داند؛ انتخاب های او غالباً
توجه برانگیز و البته دردسر ساز از آب در آمدند، چیزی که از قبل هم پیش
بینی می شد و رد ترانه های او چندان غیرمنتظره نبود. علاوه بر چند شعر از
حافظ و مولوی، بیشتر این ترانه ها از سروده های خود خواننده و آهنگساز
هستند. به هرحال محسن نامجو آلبوم «ترنج» اش را به اداره ارشاد ارائه کرد
ولی مطابق انتظار، نتوانست مجوز بگیرد. و حالا گرچه این جوان ناامید از
انتشار قانونی آثارش، شاهد پخش زیرزمینی CDکارهایش است ولی همچنان بر دنبال
کردن سبک خود تاکید دارد و دست از ساختن، خواندن و نواختن بر نداشته است.
مطلب زیر توسط «سندباد نجفی» یکی از دوستداران نامجو نوشته و در وبلاگ او منتشر شده است.
سایت بی بی سی درباره نامجو نوشته است: «بیش از سی سال سن دارد و
آموزش موسیقی را در نوجوانی از كلاسهای آواز و نت خوانی شروع كرده؛
دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش
یکی از بهترین ردیف دان ها، نصرالله خان ناصح پور، یاد گرفته است. بعد از
ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و
کم کم موسیقی هایی که می شنید، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته
موسیقی سنتی، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش می کرد. با این روحیه جدید،
ماندن در دانشگاه (که هنوز با موسیقی، متعصبانه برخورد می کند) برایش سخت
شد و دانشگاه را ذهناً و عملا ترک کرد. محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را
آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده
کند. در آهنگ های او ریتم ها و سبک های راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز،
خراباتی و... به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته
اند.
از دیگر خصوصیت های موسیقی نامجو، نگاه او به خوانندگی است؛ از
حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. او در
توضیح این نکته می گوید: «حنجره یك ابزار صوتی است كه هر صدایی می توان با
آن ایجاد كرد. با چنین نگاهی به حنجره، دیگر مقوله سبك موسیقی بی معنی می
شود و رنگ می بازد. یعنی ما دیگر چیزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت. من
به عنوان یک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده
راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم، فقط همین؛ البته اگر بشود اسم
این ها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم،
حالا این صدا شامل همه چیز حتی صدای حیوانات می شود.»
بیوگرافی محسن یگانه
بیوگرافی مجید خراطها
مجید خراطها فارغ التحصیل رشته هنر است و افتخار حضور و همکاری را با گروه های سنتی و پاپ و همچنین سرودن اشعار را در کارنامه ی هنری خود دارا می باشد .
ایشان سال های زیادی را با آموزش ساز سپری کردند . اولین آلبوم حرفه ای مجید در سال ۸۴ و سپسآلبوم زخم زبون در زمستان ۸۵ پس ار اراده تک موزیک ها و ساخت آلبوم برای دیگر هنرمندان آلبوم سوم خود را به بازار عرضه داشت و با سعی و تلاش آلبوم فوق العاده زیبای آواره در زمستان ۸۷ به علاقه مندان موسیقی ارائه داد .
مجید خراطها توانایی نواختن ساز هایی نظیر :
تار . سه تار . دف . تومبار . گیتار . لید گیتار . گیتار باس . پیانو و آهنگ سازی به صورت حرفه ای را دارا می باشد .
مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ -
درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر
خوانندهٔ ایرانی هایده است. نام اصلی او خدیجه ددهبالا است.
درباره وی
مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است.
وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد. خواهر او
نیز یکی از بزرگترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است.
هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر
گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
مهستی در روز دو شنبه چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در
ساعات اولیه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در
کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست. از وی ۳۵ آلبوم برجای ماندهاست.
دوره خوانندگی
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی
میکردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمیگردید.اما
مهستی با غلبه با این باورها،چهرهای پسندیده و استوار از یک زن خواننده در
اذهان عموم از خود نشان داد. و راه را برای دیگر خوانندهٔ زن هموار
نمود.وی در طی دوران فعالیت هنری خود بیش از ۳۵ آلبوم ارائه دادهاست.
شروع کار مهستی در برنامهٔ گلها و با خواندن ترانهای به
نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی
بودهاست . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ
بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز درین سبک اجرا
نمود.
زندگی خصوصی
دوبار ازدواج داشتهاند ولی هر دوی ازدواجها منجر به طلاق
گردیدهاست . از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند.
ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بودهاست .
درگذشت
بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ) در
سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی
دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست
وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده خواهند شد.
آلبومشناسی
بیشتر کارهای او از بزرگانی چون جهانبخش پازوکی در حدود ۶۰
ترانه میباشد. در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی
عهده دار موسیقی و تنظیم کارهایشان با ترانههایی سروده از مریم حیدرزاده
بودهاند.
آشفته
اسیر
آوازک
از خدا خواسته
بزم (آواز دلدادگان)
بزم بهار
بیگانه
دلداده
قسم
گل گندم
گل امید
گلهای رنگارنگ
حقیقت
همیشه عاشق
همیشه سبز
هوای یار
هوای عاشقی
لبخند
مستی
مهمان
موج
مسافر
نامه
اوج صدا
سراب عشق
سپیدهدم
تقدیر
ترانه سال
تو بزن تا من برقصم
ضیافت
مهستی و شوهرش
مهستی شوهرش را برای دریاقت عنوان شوهر نمونه سال کاندیدا می کند
- الو ، خانم مهستی تشریف دارند ؟
- خودم هستم ،سرکار؟
سلام خانم ،بنده خبرنگار زن روز هستم ،چه عجب منزل هستید و ما توانستیم شما را پای تلفن پیدا کنیم
- خب چکار کنم .شغلم ایجاب می کند که زندگی پرجنب و جوش و
پرفعالیتی داشته باشم ،تازه خوب شد امروز تلفن کردید ،چون دیشب از شمال
برگشتیم و جند روز دیگر برای اجرای برنامه باید به آبادان بروم ،بعد از
بازگشت از آبادان هم تصمیم دارم با دختر سه ساله ان « سحر » ومادرم به
اروپا نزد شوهرم بروم ،بعد همه با هم برای استراحت یکماهه به جنوب فرانسه
خواهیم رفت .
- خوشا به حالتان ،حق دارند که به صاحبان صدای خوب می گویند « حنجره طلایی » چون واقعا یک حنجره خوب طلا ساز است !
- ای بابا ،با این همه کار و فعالیت میخواهید در طول سال
یکماه هم نتوانیم به مسافرتی برویم .من اگر اهل پول و طلا بودم میتوانستم
با آواز خواندن در کاباره ها درآمد بیشتری داشته باشم .
- شوخی کردم ،بعکس معتقدم هنر مندانی که غالبا برای اجرای
برنامه به مسافرت می روند ،بحق باید گهگاهی هم بخاطر استراحت و تفریح شخصی
چمدان سفر ببندند ،گفتید شوهرتان در حال خاضر در اروپا زندگی می کند ؟
- در اروپا زندگی نمی کند ،برای رسیدگی به کارهای شخصی اش حدود یکماه می شود که به اروپا رفته است .
- ببخشید ایشان شوهر اولتان هستند ؟
- میخواستید شوهر چندم من باشد ؟
- این جسارت مرا ببخشید ،ولی در همه جای دنیا هنرمندان متهم به ازدواج های مکرر و طلاق های پی درپی هستند !
- من تصور می کنم هنرمندانی که از همسرانشان جدا می شوند
غالبا تاریخ ازدواج شان مربوط می شود به قبل از شهرتشان و بعد از کسب شهرت و
موفقیت خود را از همسری که در زمان گمنامی انتخاب کرده اند زیادتر می
بینند و اکثرا آن ظرفیت گذشت لازم را برای سازش با او در خود پیدا نمی کنند
.اینست که اختلافاتی میانشان بروز می کند و بالا می گیرد وبه طلاق می
انجامد ،من خوشبختانه همسرم را بعد از آنکه به شهرت رسیدم انتخاب کردم و
انتخابم انتخابی آگاهانه و موفقیت آمیز بوده است .
- به شما بخاطر انتخاب درست و موفقیت آمیزتان تبریک میگویم .
ولی با اجازه تان دلیلی را که علت اصلی طلاق هنرمندان ذکر کرده اید جز در
موارد نادری صادق نمیدانم .زیرا تعداد هنر مندانی که پس از کسب شهرت و
موفقیت ازدواج کرده اند و طلاق گرفته اند آنقدر زیاد است که خودبخود تحلیل و
توجیه شما را نفی می کند .
- بهرحال من آنچه در این مورد بفکرم رسید گفتم و شخصا ضامن
ازدواج و طلاق کسی نیستم ،در مورد خودم و همسرم نیز با اطمینان میتوانم به
شما بگویم که سخت نسبت بهم علاقه مندیم و قول میدهم محبت احترام آمیزی که
میان ما وجود دارد تا آخر عمر حفظ خواهد شد .شوهر من « کورس ناظمیان »
آنقدر خوب و آقاست که اگر یکبار دیگر مجله زن روز تصمیم بگیرد به انتخاب
شوهر نمونه سال بگیرد .من اورا به عنوان بهترین شوهر معرفی خواهم کرد و
اطمینان دارم حتما برنده خواهد شد.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری
مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی
استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار
بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل
ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی
نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از
چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از
ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی
تقدیر به عمل آمد.
بیوگرافی معین
معین
در سال ۱۳۳۰در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا
مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران
نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی
زیبا می خواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های
موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی
برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا می کرد.
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با
اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و
موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سال های پیش از انقلاب اسلامی در ایران از
سال ۵۵ تا ۵۸ به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزار و یک شب اصفهان
برنامه اجرا می کرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه
موسیقی و آواز آشنا شود.
بعد از انقلاب معین فعالیت های خود را تا قبل از انقلاب فرهنگی ادامه داد و
در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست میدارم را منتشر
کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در
سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک هنرمندانی
همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که می گویند معین
نابینا می باشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان
او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر
متعادل بودن پلک (ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک
آفتابی طبی استفاده می کند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین می باشد که او را به اسم
رضا می شناسند و گروهی اسمش را معین می دانند در صورتی که نام وی نصرالله
می باشد. رضا شاعر بیشتر آهنگ های معین قبل از خروج وی از ایران بوده و
بخاطر اینکه در کاست هایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این
صورت رضا. معین چاپ کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین
خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین می باشد در صورتی
که معین هیچ نسبتی با امید ندارد (معین ۳ برادر به نام های مصطفی مرتضی و
فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). و یا اینکه معین در
آمریکا دارای چند شرکت بزرگ و چند قمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی
که او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاس های موسیقی می باشد. وی
از مشروب متنفر است زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک
نگفته و همیشه با خدای خود در راز و نیاز است و همیشه موفقیت خود را در کمک
خداوند به خود می داند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگ ها و
ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان می دهد. و از طرف دیگر به
خاطر وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمی دانند و فقط صرف داشتن
موقعیت مالی بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده
اند کمتر کسی هست که اشعار و آهنگ های مناسب برای معین بسراید و بسازد. به
همین خاطر انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد
گذری بر گذشته
استاد معین در شهر نجف آباد استان اصفهان به دنیا آمد. نام درست ایشان نصرالله معین نجف آبادی است. استاد معین در یك خانواده كاملا مذهبی به دنیا آمده است. یازده برادر و خواهر هستند كه نام چهار برادر عبارتند از: صیف الله(شاید فتح الله)، نصرالله( استاد معین )، مرتضی و نام برادر چهارم كه متاسفانه برای ما مشخص نیست. استاد معین فرزند هفتم این خانواده می باشد و خانم اشرف فرزند آخر این خانواده و خواهر استاد معین به همراه ایشان زندگی می كنند.
پدر استاد معین متاسفانه فوت كرده اند –روحشان شاد- و استاد معین با مادر خود زندگی می كنند. استاد معین در گذشته به همراه پدر خود در شغل قالی فروشی فعالیت داشته است و در كنار این حرفه افتخار مداحی اهل بیت را نیز داشته اند.
اصفهان
معین، اصفهان، زادگاه زیبای خود را بسیار دوست داشت و با اینكه در زمان معین مكان تجمع هنرمندان در پایتخت كشور یعنی تهران بود معین در اصفهان ماند و در هتل شاه عباس اصفهان به اجرای برنامه پرداخت و اصفهان را ترك نكرد. تمام عشق و علاقه معین پس از خانواده اش در اصفهان پایان می پذیرد. او اصفهان را بسیار دوست دارد و هنوز هم دلش می خواهد به اصفهان برگردد.
آغاز رسمی فعالیت هنری
فعالیت هنری استاد معین به طور رسمی پس از انتشار ترانه یكی را دوست می دارم شروع شد. این ترانه در ایران و در زمانی منتشر شد كه حكومت مركزی ایران جمهوری اسلامی ایران بود. اما پس از آن دیگر مجالی برای صدای قلب های شكسته نبود و استاد معین ایران سرزمین مادری خود را ترك كرد. استاد معین پس از اینكه ترانه یكی را دوست می دارم را در ایران منتشر كرد كشور را ترك كرد؛ و این وداع تلخ استاد معین بود با وطن عزیزش ایران كه خود در ترانه ی ایران عشق فراوانش را به سرزمین آریا نشان می دهد.
یكی را دوست می دارم . . .
در مورد یكی از ترانه های استاد معین عزیز برای بعضی از افراد شك وجود دارد و آن هم یكی از زیباترین ترانه های اوست. فكر می كنید نام این ترانه چیست؟ یكی را دوست می دارم! وقتی استاد معین از ایران به لس آنجلس آمریكا رفت متوجه شد این ترانه توسط بهترین خواننده زن ایران هایده - روحش شاد - اجرا شده است. و بسیاری از مردم در آن زمان (حتی امروزه!!!) فكر می كردند كه استاد معین ترانه هایده را دوباره اجرا كرده است. در صورتی استاد معین پس از اجرای این ترانه بود كه به شهرت رسید . . .
برای توضیح بیشتر می توان اینگون مسئله را روشن ساخت كه استاد معین متن ترانه را درسال 1359 از آقای مسعود امینی گرفت و در داخل ایران برای آن آهنگ سازی كرد و به هنگامی كه این ترانه را وارد بازار كرد و با استقبال عمومی مردم ایران همراه شد، استاد معین تصمیم به ترك كشور گرفت تا بتواند ترانه های دیگر این آلبوم را نیز بسازد. برای این كار به آمریكا رفت و در آنجا آلبوم را به طور رسمی به بازار ارائه داد.
آلبوم های استاد معین
تا كنون آلبوم های بسیار زیادی از استاد معین منتشر شده اند كه بسیاری رسمی هستند مانند آلبوم لحظه ها، معما و . . . تعدادی هم مانند آلبوم عاشقانه ها، دل سوخته، گل های غربت و . . . به صورت گلچینی از آلبوم های استاد معین و یا گلچینی از ترانه های استاد معین به همراه گلچین ترانه های خوانندگان دیگر است. از وضعیت رسمی یا غیر رسمی بودن تعدادی از این آلبوم ها مشخصا اطلاعی نداریم به همین دلیل از تقسیم كردن این آلبوم ها به دو دسته رسمی و غیر رسمی خودداری می كنیم.
آلبوم های استاد معین به این صورت هستند:
یكی را دوست می دارم، كعبه، هوس، سفر، سفر(هایده و معین)، گل های غربت(هایده و معین)، آرزو، بی بی گل، صبحت بخیر عزیزم(عاشق تر از من چه كسی)، به تو می اندیشم(سكه یا ننه)، اصفهان(فائزه و معین)، خاطره7 (شهره و معین)، مست، مسافر(گل های غربت3)، دل سوخته، دلبر(معین، داریوش و ابی)، هزار و یك شب(هایده، معین، داریوش و ابی)، ترانه سال(هایده، مهستی و معین)، سلمان، پریچهر، نماز، تولد عشق، عاشقانه ها، پنجره، معما، پرواز، لحظه ها و جدید ترین آلبوم معین كه در سال 1385 منتشر شد با نام دیدی گفتم......نگفتم؟
همراهان صدای قلب های شكسته
استاد معین همكاری بسیار زیادی با هنرمندان برجسته و گران قدر ایران داشته است كه از جمله آنها می توان به نام این اساتید اشاره كرد: داریوش اقبالی (داریوش) برنده جایزه در فستیوال موسیقی، فیلم و رسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد و داریوش به عنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. ابراهیم حامدی (ابی)، هایده (سكینه دده بالا) ـ روحش شاد ـ یكی از استثنایی ترین نوابغ موسیقی ایرانی، فائزه با صدای دلنشین خود، شهره یكی از بهترین خوانندگان زن كه امروزه هم به فعالیت هنری خود ادامه می دهد، مهستی كه زبان ناتوان است از بیان هنر او. استاد معین با این عزیزان در زمینه انتشار آلبوم مشترك همكاری داشته است.
اما در زمینه آهنگ سازی و تنظیم می توان نام این اساتید را نام برد: بیژن (بیژن مرتضوی) برنده جایزه بهترین آهنگساز جهان و برنده جایزه ویولن طلایی، آقای صادق نوجوكی از نوابغ آهنگسازی ایران كه واقعا هنر ایشان در آهنگسازی وصف نشدنی است از نمونه این ترانه ها می توان به تران های استثنایی تنهای تنها، من از راه اومدم، سكه، پروردگارا و . . . اشاره كرد. استاد حسن شماعی زاده كه هنر فراوان ایشان در آهنگسازی قابل وصف نیست. می توان از ترانه هایی كه ایشان آهنگساز آن بوده اند به ترانه ی ماندگار لحظه ها در آلبوم لحظه ها اشاره كرد. آندارنیك مادادیان (اندی) كه از خوانندگان خوب ایرانی هستند و از ترانه هایی كه ایشان تنظیم كننده آن بوده اند می توان ترانه به تو می اندیشم اشاره كرد. و جمع بسیار زیادی از هنرمندان ایرانی كه واقعا ذكر كردن نام تمامی آنها كار بسیار دشواری است.
هر چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند . . .
استاد معین در ترانه های خود به تمام ابعاد زندگی اشاره كرده است. مهر به دخترش در اجرای ترانه های بابا و پریچهر و مهر و علاقه ی او به همسرش در اجرای ترانه طناز در آلبوم یكی را دوست می دارم(استاد معین از همسر خود جدا شده است). مهر و علاقه ی او به وطن عزیزش ایران در اجرای ترانه ایران از آلبوم نماز كه به حق حزن و اندوهی كه در صدای اوست نشان دهنده ی تمام احساسات معین نسبت به ایران است كه به هیچ زبانی نمی توان این حالت روحانی را توصیف كرد. پس ما نیز از توصیف این حالت خودداری می كنیم و شما را دعوت می كنیم تا برای یك بار ترانه ایران استاد معین را با تمام وجود گوش كنید و ببینید كه ایرانی هر كجا هم باشد ایرانی است و این پیوندی است ناگسستنی بین ایران و ایرانی. دعوت انسان ها به فرار از غم در اجرای ترانه های گذشته، خوش بینی و . . . كه این شاید یكی از مهم ترین مسائلی است كه متاسفانه در زندگی ماشینی امروز به آن محتاج هستیم تا زیر بار غم دور و زمانه تاب و تحمل داشته باشیم.
شاهكار استاد معین
اوج كار استاد معین در اجرای ترانه های او درباره دین مقدسش اسلام است. الله اكبر......الله اكبر. اجرای ترانه نماز كه زیبایی آن را نمی توان وصف كرد. و از همه مهم تر اجرای ترانه سلمان در سال 1368 پس از اهانت سلمان رشدی به پیامبر خدا در كتاب آیات شیطانی در سال 1367 كه واقعا اوج علاقه ی استاد معین به دین آخرین پیامبر خدا را نشان می دهد.
تــــو ای وارث افــــكار شیــــطانی......نگـــــو، نگـــــو، نگـــــو نامرد بی انصاف.......نگـــــو دیگراز اســلامـم، كه من فردی مسلمانم......من از مهد دلیرانم، من از آن دسته شیرانم كه مرد گوی و میدانم......برای دین و ایمانم فدا می سازم این جانم......قسم به دین و ایمانم كه من انجیل می دانم......قسم به نور چشمانم كه من تورات می خوانم......قسم به خاك ایرانم، كه من فردی مسلمانم......و من یك عاشقم، عاشق آیات قرآنم، بله من عاشق آیات قرآنم......مگر قرآن چه می گوید: بجز عشق و فداكاری......بجز راه صفا و دوری از ننگ و ریاكاری......بجز راه وفا و عشق می خواند . . .
صدای قلب ها
عده ای از خواننده های ایرانی تنها به سیاست فكر می كنند و تمام تلاش هنری خود را صرف این مسله می كنند. عده ای فقط در كار های مذهبی فعالیت می كنند. عده ای فقط به شادی و سرور مردم فكر می كنند و سعی می كنند تنها با كار های خود غمی را از دل مردم بردارند. عده ای از غم دل عاشقان سخن می گویند و . . . اما استاد معین در تمام این زمینه ها فعالیت داشته است و به حق در تمام موارد پیروز و سر بلند بوده است. امیدواریم كه استاد معین سالیان سال با صدای زیبا و روحانی خود در كنار ما باشد.
پس از لحظه ها
حتما شما هم مانند ما از اینكه استاد معین چهار سال پس از وارد شدن آلبوم لحظه ها دیگر آلبومی را وارد بازار نكردند بسیار ناراحتید. در گفتگویی كه استاد معین با شبكه بی بی سی داشت گفت كه اگر می خواست در این چهار سال آلبومی ارائه دهد سراسر غربت و جدایی و اندوه بود. و ای كاش استاد معین در این چهار سال آلبومی به بازار عرضه می كرد زیرا كه حتی ترانه های سراسر اندوه او نیز عالی هستند و غیر قابل وصف و ارزش هزاران بار گوش دادن را دارند
محسن چاووشی حسینی 1 ، هشتم مرداد ماه ۱۳۵۸ در خرمشهر متولد شد 2 . کودکی او برابر با آغاز جنگ تحمیلی بود ؛ روزهایی که دوست ندارد به آنها فکر کند یا درباره شان حرف بزند . بعد از اشغال خرمشهر ، خانواده ی او به شهرهای مختلف مهاجرت کردند . کرمانشاه ، مشهد ، کرج و نهایتا تهران . او علاقه ی زیادی به درس نداشت و با گرفتن دیپلم حسابداری تحصیلات را رها کرده ، فعالیت هایش را در زمینه ی موسیقی آغاز نمود . از دوران اولیه ی کارهایش چندان صحبت نمی کند و تنها می شود گفت در مشهد دوستانی داشت که آنها نیز به موسیقی علاقه مند بودند و شاید فعالیت های مشترکی هم انجام داده باشند . پس از آن به سربازی رفت و با حسین صفا ، ترانه سرای آهنگهایش آشنا شد 3 . آشنایی او با امیر ارجینی ، دیگر ترانه سرای ثابتش ، کمی بعد از آن شکل گرفت و نهایتا به یک گروه سه نفره هم فکر و هم احساس انجامید 4
شد . در پخش های اولیه ، نفرین به عنوان آلبوم جدید « مجتبی کبیری » و یا « سیاوش قمیشی » عرضه شد و به جز پخش غیر مجاز ، مشکل دیگری برای چاووشی آفرید 5 . از آنجا تلاش تواما او برای اخذ مجوز و شناساندن خود شروع شد .
با پخش آلبوم دوم ( « خودکشی ممنوع » ) او توانست خودش را به مخاطبان بشناساند ، اما پخش کارهای بدون مجوزش تا مهر ماه ۸۷ ادامه داشت و نهایتا پرونده ی مجوز با پخش آلبوم پنجم ، یعنی « یه شاخه نیلوفر » بسته شد . در این بازه ی چهار ساله ، چهار آلبوم و تعداد زیادی تک آهنگ از کارهای او پخش شدند .
چاووشی معتقد است آهنگهایش به صورت دزدی و یا بر اثر اشتباه و سو استفاده و گاهی هم خیانت پخش شده اند ، اما عده ای همچون مدیران سایتهای پخش موسیقی ، برخی دوستان و همکاران سابق و حتی عده ای از طرفداران معتقدند این کارها با موافقت و خواست خود او انجام می ‘گرفته 6 . با این حال این چاووشی بود که دو سال تمام سکوت کرد تا نهایتا بتواند به خواسته اش برسد . و گذشته از آن همیشه گفت قصد ندارد سرزمین مادری اش را ترک کند .
آلبوم ها
نفرین
« نفرین » یا « کفترچاهی » قرار بود تحت عنوان « عاقبت عشق » و با مجوز ارشاد پخش شود . اما این اتفاق نیفتاد و زمستان ۸۳ این آلبوم به بازار زیرزمینی راه پیدا کرد . چاووشی که می دید کار از کار گذشته و آهنگ هایش با کیفیت پایین دست به دست می شود ، خودش اقدام به پخش با کیفیت کار کرد . این آلبوم شامل ۸ قطعه است .
خودکشی ممنوع
دومین آلبوم ، تابستان ۸۴ پخش شد و مقبولیت نسبی یافت . این آلبوم شامل ۱۰ قطعه است و حامد هاکان و محسن یگانه به عنوان همخوان چاووشی را همراهی می کنند . باخودکشی ممنوع ، این سه نفر به شهرتی نسبی رسیدند و طرفداران خودشان را پیدا کردند .
لنگه کفش
سومین آلبوم چاووشی همراه با تعدادی از تک آهنگ هایش ، زمستان ۸۴ پخش شد . این آلبوم به صورت رسمی دارای ۷ قطعه است که در پخش های مختلف تعداد قطعات به ۱۱ هم رسیده .
متاسفم
چهارمین آلبوم ، تابستان ۸۵ پخش شد و اولین آلبومی بود که با کاور ، در فروشگاه های موسیقی به فروش رسید . این آلبوم دارای ۹ قطعه است . فرزاد فرزین ، محمد جاسمی ، محسن یگانه ، اردشیر عزیزدوست ، عابد بسطامی و … از همخوان های محسن در این آلبوم هستند .
یه شاخه نیلوفر
یه شاخه نیلوفر ، پنجمین آلبوم رسمی و اولین آلبوم مجوز دار محسن چاووشی ، پاییز ۸۷ و در ۱۲ قطعه پخش شد . نخستین آلبوم مجاز چاووشی اگر چه به آمار فروش بالایی دست یافت و پرفروشترین آلبوم سال شد ، اما بر خلاف پیش بینی ها نتوانست رکورد فروش موسیقی پاپ را تغییر دهد و واکنش های متفاوتی را برانگیخت .
از نظر سبک ، تمامی آلبوم های چاووشی پاپ به حساب می آیند و بخش اعظم کارها را ، قطعات ترنس و اسلو-راک تشکیل می دهد . همچنین دو آلبوم آخر شامل چند قطعه تلفیقی هستند .
تک آهنگ ها
به جز کارهای آلبومی ، تعداد زیادی تک آهنگ از کارهای چاووشی پخش شده است . بعضی از این تک آهنگ ها نسخه های دیگری از کارهای قبلی هستند ، برخی از آنها برای خوانندگان دیگر ساخته شده اند و تعدادی از آنها نیز کارهای مناسبتی یا آهنگ هایی هستند که در هیچ آلبوم خاصی قرار ندارند .
بیوگرافی ليلا فروهر
مادرش فرنگیس فرحزادی نیز از بازیگران سینمای ایران به شمار می رود . لیلا از بدو تولد دوران کودکیش را با گامهای کوچکش در کنار پدر و مادر و نامهای بزرگ تاتر ایران همچون ارحام صدر بر تاتر سپاهان اصفهان سپری کرد . او در سال 1344 با فیلمهای "مراد و لاله " و "خروس جنگی " وارد سینمای ایران شد و با سن و سال کمی که داشت از پرکارترین هنرمندان ایران بشمار میرفت تا جایی که به او لقب " کودک خردسال سینمای ایران " را دادند.از درخشانترین فیلمهای لیلا فروهر میتوان به فیلم "سلطان قلبها" به کارگردانی محمد علی فردین اشاره کرد.بازی درخشان و هنرمندانه لیلا با همه کودکیش در این فیلم اعث شد فردین جشن تولد 9 سالگی لیلا را در سندیکای هنرمندان برایش برزار کند جشنی که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه زندگی خود یاد می کند . او تا سال 1358 در بیش از 45 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت
لیلا در نوجوانی در محضر استاد تاجبخش به تعلیم آواز و سه تار پرداخت و در سن 14 سالگی جاودانه ترین اثرش را به نام "
لیلا در نوجوانی در محضر استاد تاجبخش به تعلیم آواز و سه تار پرداخت و در سن 14 سالگی جاودانه ترین اثرش را به نام "شمیم" با ارکستری 40 نفری و در کاباره میامی اجرا نمود و آغازگر راهی شد که تابه امروز ادامه دارد.
پس از انقلاب در نوامبر 1986 از ایران خارج شد و فعالیت هنری خود را در خارج از کشور با یاری خواهرش " فریبا فروهر " آغاز نمود.لیلا فروهر تا به امروز بیش از 20 آلبوم ترانه به بازار عرضه کرده و صدها کنسرت موفق در سراسر دنیا اجرا نموده که از باشکوترین و به یادماندنی ترین کنسرتهایش می توان به شب سوم اگست 2003 در سالن کداک تیتر اشاره کرد.شبی که همگان آن را به نام شب لیلا فروهر در دفتر خاطرات خود ثبت نمودند.
لیلا فروهر را میتوان از نوابغ موسیقی دنیا بشمار آورد چرا که او از معدود کسانیست که توانایی اجرای تمام سبکهای موسیقی را دارد.به همان زیبایی که ترانه های پاپ میوزیک می خواند به همان زیبایی آثار اصیل ایرانی را اجرا می کند و توانایی اجرای ترانه به زبانهای مختلف دنیا را دارد.او در سال 1996 آلبومی به نام "Plant Of Harmony" را بازار عرضه کرد که به بیش از 9 زبان ترانه اجرا نموده از جمله ارمنی،انگلیسی،ایتالیایی،عربی، افغانی،اسرائیلی،ترکی ، یونانی و ترانه های فولکلور ایرانی ...
لیلا هنرپیشه قدرتمندیست ، او با استیج و نور و صدا از کودکی آشناست و استعداد بی نظیری در اجرای برنامه های زنده دارد....
لیلا فروهر در 19 آگست 2004 بر روی کشتی عشق آغاز زندگی مشترکش با یک ایرانی موفق و یک چهره آشنا و محبوب و مطرح ایرانی با اسی نبی جشن گرفت و تا به امروز زندگی با عشق را همراه با همسر و خانواده اش سپری می کند و همچنان با آثار زیبایی که هر سال عرضه می کند برای دوستدارانش پیام آور عشق و صلح و محبت است . قلب های بیشماری در ایران و سراسر دنیا به عشق لیلا می تپد... به راستی شایسته است که او را شاهدخت موسیقی ایران بنامیم.
بیوگرافی گوگوش
خانم فائقه آتشين "گوگوش" در 18 بهمن 1331شمسي مطابق با 7 فوريه 1951 ميلادي (و بهنقلي ديگر در سال 1328شمسي ) در خيابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
برخي نوشته اند که پدر او صابر و مادرشفائزه از آذربايجاني هايي بودند که از شوروي سابق مهاجرت کردهبودند اما برخي مي گويند پدر او اهل سراب تبريز بود که به تهرانآمد و ساکن شد.
"گوگوش"کلمه اياست ارمني و نام مرد است مي گويند وقتي گوگوش خيلي کوچک بود يکخانواده ارمني همسايه آنها بودند که پسري به نام گوگوش داشتند .خانم آتشين ،"گوگوش" از اين نام خوشش آمد و به عنوان نام هنريخود انتخاب کرد. گوگوش : "پدرم صد در صد در زندگي من تاثيرمستقيم گذاشت. او بود که تصميم گرفت دختر سه سالشو بذاره رويصحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازي خودش انتخاب کنه قبل ازاينکه روي صحنه منو بذاره آواز بخونم."خوانندگي گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379اودوباره در کانادا خوانندگي کرد.
هنوز بخش مهمي از زندگي هنريگوگوش ناگفته باقي مانده و آن سبک و نقش او در موسيقي و خوانندگياست و تاثيري که بردلها گذاشت.مرحوم محي الدين عالم پور نويسنده کتاب "روزگار تلخو شيرين گوگوش": "گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خيليصادقانه از ته دل و صميمانه و بدون ريا.او مکتب هنري ويژه خود راايجاد کرد تکميل نمود زيرا از سه سالگي روي صحنه بود آواز خواندنقش آفريد و روح مردم را با صداي دلنشينش نوازش داد و به دل وديده مردم نشست.سعادت خودش وبهترين سالهاي زندگي اش را براي هنرقرباني کردو به قله مقصود رسيد بلي رسيد و اکنون بايد در اين قلهپيروزي جاودان بماند
آقاي محمود خوشنام کارشناس موسيقي: "گوگوش به يقينچهره ي استثنائي موسيقي پاپ ايران است. او تنها صداي خوش ندارد. دريافت شعر و آهنگ و تفسير سازگار آن ها از مهارت هاي ويژه ي اواست. به جرات مي توان گفت که در طي 40 سالي که از حضور او برصحنه ي مو سيقي پاپ ايران مي گذرد همتاي همسنگي پيدا نکرده است. آن ها نيز که از او تقليد کرده اند در همان حد مقلد باقي ماندهاند!"
اما گوگوش پس از شوهرکردن دوباره با مسعود کیمیاییاز ایران خارج شد و بعد ازچند وقت خبر کنسرت او در همه جا پیچید و با استقبال بی نظیر مردماز او شروع موفقیت امیزی را اغاز کرداو با خوندن ترانههای قدیمی خودش به مردم ثابت کرد که هنوز شاه ماهی هنر ایرانهستش و حالا حالا ها کسی این به این عنوان نمیرسد .
اما حرف حدیث ها سربچه گوگوش هنوز ادامه داره و مشکل اصلی سر اینکه واقعا کامبیزپسرچه کسی هستش شوهر اول دوم سوم یا محصولی مشترک از چندنفر ؟ در این وسط شما پیدا کنید پرتقال فروش را ؟
یوگرافی فريدون فروغي
او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین میآموختری چالز
اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپهای شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافههای معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.
درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی میگردد و با یک بار زمزمه کردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند.
همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانهای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتورهچی آشنا میشود و با او ازدواج میکند.
سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودیهای شورانگیز و تکاندهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا میکند که شاخصترین آنها نماز یا نیاز است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانهای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک میگردد. که بعد به تبدیل شد
درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا میشود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا میکند.
فریدون فروغی همیشه مورد بی مهری بی خردان بود و هست ، از یاد نمی برم زمانی که مجله ی بی محتوای "جوانان "در سالهای دور با تیتر درشت در صفحه ی پر خواننده اش نوشت : فریدون فروغی عربده می کشد یا آواز می خواند ؟!...او راه خودش را رفت و آنان که باید ، قدر او را دانستند اما ...
و باز از یاد نمی برم تلاشش را برای دریافت مجوز اما پس از مرگش به کاست او مجوز دادند.
چند ماه پس از فوت فریدون فروغی فیلم مستندی از زندگی وی در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد که مغایر بود با آنچه که بیننده انتظارش را می کشید ! فیلمی بود برای شهرت سازنده ی فیلم نه برای معرفی این عزیز از دست رفته
ماهی خسته ،فریدون فروغی
بگوئید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
بیوگرافی فرزاد فرزین
تاریخ تولد : 3 تیر سال 1360
محل تولد : ستارخان
دارای یک خواهر .اسم خواهرش نیلوفر و از فرزاد بزرگتر و متاهل است.
فرزاد فرزین: فرزند دوم خانواده
نوع دیپلم : ریاضی فیزیک
مدرک تحصیلی : دانشجوی سال آخر رشته مدیریت صنعتی
وضعیت تأهل : مجرد
محل سکونت: سعادت آباد
بازیگری: فیلم پسران آجری ساخته مجید قاری زاده
سال شروع کار موسیقی به صورت رسمی و حرفه ای :۷۹
نام اولین آلبوم او : شراره است که شامل(شراره.سالی.من و تو و.......)
ساز تخصصی : کیبورد
بیوگرافی فرهاد مهراد
سخنان زيادي در مورد زندگي هنري و خصوصي فرهاد مهراد در ميان است…
همه ميگن صداي مخصوص خودش رو داشت. خيلي ها او را به خاطر نرفتن به خارج از كشور و ماندنش تحسين مي كنند .. بعضي ها از مهربانيش مي گويند و بعضي از انزوايش و سكوتش!! فرهاد انساني تنها بود .!!
فرهاد بي آزار و منزوي بود. آدم بذله گو و شوخي نبود… هميشه گوشه گير بود. مي شد فهميد كه نمي تواند خيلي چيزها را تحمل كند. اما در رفتار هايش نشان مي داد. خوش بر خورد و خوش رو بود . البته گاهي اوقات هم بذله گويي مي کرد. مثلا زماني كه به معرفي اعضاي گروه مي پرداخت؛ شوخ طبعي اش گل مي كرد. هامو را هملت معرفي مي كرد و وقتي كه مي خواست شماعي زاده را معرفي كند، مي گفت: نايس جنتلمن!! شماعي زاده اوايل فكر مي كرد فرهاد دارد به او فحش مي دهد براي همين ناراحت مي شد، حالا شايد اکنون كه کمي به زبان خارجه تسلط يافته، مي داند آن دو كلمه توهين نبوده است. خودش را كه معرفي مي كرد مي گفت : اين منم كه پيانو مي زنم. بعد كه پيانو زدنش تمام مي شد، مي گفت اين يك پيانيست معمولي بود. او مودب بود كه هيچ كس را به نام كوچكش صدا نمي كرد.
فرهاد يك گام از اجتماع جلوتر بود. ناملايمات اجتماع را مي ديد و از ديدن آن رنج مي برد. ناداني ديگران را مي ديد و غصه مي خورد.و همين مسئله او را وادار به سكوت مي كرد. شعور بالاي فرهاد بود كه او را به انزوا كشاند. فرهاد خواننده اي از تبار حقيقت بود. موسيقي از ديد فرهاد عارفانه بود نه مطربي!!
فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسيقي پاپ بود که پس از انقلاب اسلامي ايران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند.
ترانه وحدت ساخته اسفنديار منفردزاده با شعر سياوش کسرايي، از آثار اين خواننده ايراني است که در اوايل انقلاب به اجرا در آمد.
در چند سال اخير نيز او در ايران چند برنامه هنري اجرا کرد و در آنها تعدادي از ترانه هاي گذشته اش را نيز به اجرا در آورد.
ترانه هاي فرهاد در دهه 50 شمسي با مضامين سياسي و اجتماعي در ميان جوانان کشور محبوبيت زيادي کسب کرد، از جمله ترانه هاي جمعه خونين، هفته خاکستري و کوچه ها (شبانه).
فرهاد که برخي منابع نام او را محمد صفار منتشري نوشته اند در سال 1321 در لنگرود به دنيا آمده بود.
معروف ترين ترانه او جمعه نام داشت که شعر آن را شهيار قنبري سروده بود و آهنگ آن کار اسفنديار منفرد زاده بود و اولين بار در فيلمي به نام خداحافظ رفيق خوانده شد. اين ترانه مدتها نزد جوانان آن دوره يک ترانه سياسي تلقي مي شد و شيوه خواندن فرهاد هم به اين تصور دامن مي زد.
بيماري فرهاد نوع پيشرفته "هپاتيت سي" بود که به کبد او صدمه زده بود. دکتر زالي از پزشکان معالج وي در تهران پيشتر گفته بود که حتي با پيوند کبد شانس زنده ماندن او حداقل ?? درصد است.
نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه در لنگرود متولد شد.
اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به «تقليد از بزرگترها» مي شد.سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند . در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند.
با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود.
عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:«ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.»و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد.
با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند.
اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند.
پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند.
گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه بيماري و غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند.
وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد.
مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني «واريته استوديو ب» ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد.
مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله «اطلاعات جوانان» در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد.
در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار ميگرد.
چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گيتار و پيانو با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار) ، حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود.
منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:«فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.»
در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه «اگه يه جو شانس داشتيم» يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم «بانوي زيباي من» شنيدند.
او اندکي بعد براي پرستاري ازخواهرش راهي انگلستان ميشود.در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد يكي از تهيه كنندگان سرشناس انگليسي به سراغ او مي آيد و پيشنهاد انتشار آلبومي با صداي فرهاد را مطرح ميكند. اما بيماري فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصي باعث ميشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقي بماند و سفر 2 ماهه بيش از يكسال طول بكشد.
سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها» ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم «رضا موتوري» ميخواند.ترانه «مرد تنها» كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود.
چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي «جمعه»،«هفته خاكستري»،«آيينه ها»(51-1350)را خواند و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي «شبانه1» ،«خسته»، «سقف»،«گنجشگك اشي مشي»،«آوار»،«شبانه2» با اشعاري از احمد شاملو و شهيار قنبري و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند.
يك روز بعد از انقلاب در ايران يعني در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سياوش كسرايي» ترانه «وحدت» را به اسفنديار منفردزاده مي سپارد و در همان روز صداي فرهاد در ستايش آزادي و آزادگي در تلويزيون ملي طنين انداز شد.
پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابي ،از ادامه كار منع و تقاضاهاي چندباره او براي انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همين سالها كه حتي از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تكراري بودن» جلوگيري مي شد شخص با نفوذي بدون كسب مجوز از خواننده،آهنگساز يا شعراي اين ترانه ها آلبومي با نام وحدت و با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را راهي بازار كرد.
بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد، «خواب در بيداري»،مجوز انتشار دريافت كرد و تبديل به پر فروش ترين شد.
پس از انتشار «خواب در بيداري» ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدي خود در ايران نا اميد شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر كرد و اين آلبوم يك سال بعد در ايران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومي با نام «آمين» كه ترانه هايي از كشورها و زبانهاي مختلف را در خود جاي ميداد ،برآمد.
از مهر ماه 1379 بيماري فرهاد جدي شد،اما فرهاد از حركت بازنايستاد. آن روزها هيچ چيز جز مرگ نمي توانست او را از تهيه آلبوم «آمين» بازدارد ،كه بازداشت…
فرهاد پس از 2 سال معالجه در ايران و فرانسه ،در سن 59 سالگي روز نهم شهريور 1381 در شهر پاريس بر اثر بيماري هپاتيت درگذشت.
پيكر فرهاد در آغوش خاك آرامگاه Thiais پاريس خفته است
فرهاد رفت و در آرامگاهي كه واقعا آرامگاه است هنوز لبخندي دلنشين بر لب دارد. و در جايي است كه ديگر نه از نامش بلكه از شماره سنگ قبرش شناخته مي شود!!
يادداشتم رو با حرف هميشگي فرهاد تموم مي كنم كه آخر تموم حرفاش اينو مي گفت:
بیوگرافی علی لهراسبی :
تیتراز برنامه های کلبه سپید.دریایی ها. صبح به خیر ایران. پیله های پرواز. عبور شیشه .ای دیدار.بوی عیدی.زوج های موفق.محرمانه و
هویت و دلنوازان را اجرا کرده است.پدرش نظامی است.قبلا یک مزدا 323 بنفش داشت و اکنون یک پرادو نقره ای دارد.
منفورترین ادم را صدام میداند
مدیر شرکت تبلیغاتی ریحان فیلم است که تبلیغاتی همچون ا. ب ث,بخاری نیک کالا,بانک ملت,بانک تجارت,بانک ملت,بیمه پارسیان,کیک اشنا را ساخته است وچندی پیش صدای او را بر یکی از تبلیغات بانک ملت شنیدیم.
با محمد سلوکی یک گالری لباس مردانه به نام کاروس دارد.
بیوگرافی علی اصحابی
متولد دی ماه ۱۳۶۰در دامغان
محل سکونت:تهران-جنت اباد
۳برادرو۳خواهر دارد
دانشجوی رشته موسیقی
از میان خواننده ها ازفریدون اسرایی خوشش میاد
نه قرمز نه ابی فقط از تیم ملی خوشش میاد
در اوقات فراقت تنیس بازی میکنه......در ضمن کاراته هم کار میکنه
علاقه به اهنگهای لایت داره.....وخیلی هم ادم خوش برخوردیه
دو کلیپ اجرا کردهبرای اهنگ اگه عشق منی
از اهنگ اگه عشق منی خیلی خوشش میاد
از چشمهای بارونی هم همینتور
از طرف خوانندگانی چون چاوشی وحامد هاکان پیشنهاد خواندن داشت
و هادی اصحابی برادر اوست
بیوگرافی علی عبدالمالکی
نام: علی
نام خانوادگی: عبدالمالکی
محل تولد: تهران
سال تولد: ۱۳۶۳
وضعیت تاهل: مجرد
علی عبدالمالکی در سال ۱۳۸۶ آلبوم خدا نشناس را با آهنگ سازی دی جی سروش اس جی تراک
که شامل ۸ تراک آهنگ بود را وارد بازار کرد ، سپس در سال ۱۳۸۷ آلبوم نامسلون را با آهنگ سازی
دی جی سروش اس جی تراک و با همکاری ایمان ظهراب که شامل ۱۰ تراک بود را روانه بازار کرد.
ولی عبدالمالکی که صدای زیبایی داره و خیلی زود ترانه هاش در میان مردم گل کرد چند تک آهنگ
نیز روانه بازار کرد که نام آنها : تاکی باید ، منو ببخش (همراه با دی جی سروش اس جی ترَک و
بابک نوری )، واسه من سخته (همراه با دی جی سروش اس جی ترَک)، تقصیر تو نیست (همراه با
دی جی سروش اس جی ترَک و ایمان ظهراب ) و اخیراً هم ترانه زیبای لباس عروست رختِ عزاتِ
رو روانه بازار کرد.
وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.
در آن روزگار در محله شهیاد تهران زندگی می کرد.
به زمینه های مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی می کرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز بود.
در زمینه های هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود.
ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.
استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهره های تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود.شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانه "خانه به دوش"که بر اساس فیلم "خانه به دوش"(مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد.ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی شد و جزءخوانندگان خانواده سلطنتی ایران گشت .وی حدود 200 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمره آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال می توان به ترانه های "گل سنگم " "شازده خانم" "همسفر " "گل پونه" "صدای بارون" اشاره کرد.
یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI)شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد.
وب سایت رسمی ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"(شمایل شایسته موسیقی ایرانی )معرفی کرده است و در جایی دیگر می گوید دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"(فرانک سیناترای ایرانی )می نامند.شایان ذکر است که فرانک سیناترا خواننده و هنرمند بسیار مشهور قرن بیستم آمریکا است.همه و همه نشانگر شایستگی و شان والای او در موسیقی است.
در باره زندگی شخصی او نیز در این حد اشاره می کنم که ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس ساکن شد .سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله(شینا و شیدا)داش ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت.
بیوگرافی سندی
سیروان خسروی در سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد و از سن ۱۱ سالگی به مدت چهار سال نزد اوی جونیو به آموزش موسیقی و کیبورد پرداخت. او از همان دوران نوجوانی با دیدن کارتون Lion King (شیر شاه) به موسیقی التون جان علاقه مند شد.
وی در ۱۶ سالگی زیر نظر کاوه یغمایی با اصول نوازندگی کیبورد و سبک راک آشنا شد. او مدتی بعد به همراه ۴ نفر از دوستان خود یک گروه راک زیر زمینی را تشکیل داد که در آن به اجرای قطعات گروههای مطرح راک نظیر Beatles، Pink Floyd، Dire straits و Police و... میپرداختند. او پس از یک سال همکاری در گروه از آنها جدا شد. سیروان همراه گروه کاوه یغمایی در دو کنسرت سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ به عنوان نوازنده کیبورد در آن حضور داشت که این تنها اجراهای سیروان به عنوان نوازنده بر روی صحنه بودهاست.
مهمترین عامل در وارد شدن سیروان به عرصه موسیقی حضور و آشنا شدن وی با مراحل ضبط آلبوم (مترسک) کاوه یغمایی بودهاست. آلبوممترسک محرک اصلی سیروان برای شروع آهنگسازی و بیان ایدهها و افکار موسیقی اش بود. سیروان از از سال ۱۳۷۹ در آلبومهای بسیاری از خوانندگان به عنوان صدابردار، ناظر ضبط، تنظیم کننده و آهنگساز حضور داشت تا اینکه پس از آشنایی با امید اطهری نژاد در سال ۱۳۸۰، مراحل تهیه اولین آلبوم شخصی خود با نام تو خیال کردی بری را شروع کرد و پس از اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۸۴ موفق به انتشار آن شد. با اینکه آلبوم تو خیال کردی بری فروش چشمگیری نداشت اما سیروان از اینکه توانسته بود سبک مورد علاقه اش را که تحولی در آهنگسازی، تنظیم، اجرا، میکس و مسترینگ بود به گوش مردم برساند راضی و خوشحال بود. با وجود عقیده اکثریت موزیسینها که در موسیقی ایران برای سبک وی شانسی قائل نبودند، با انگیزه بیشتر توانست به جایگاهی برسد که در حال حاضر اکثریت او را به عنوان تنظیم کنندهای میشناسند که کارهایش با استقبال عمومی روبرو میشود.
سیروان، مراحل ساخت دومین آلبوم خود با نام ساعت ۹ را از سال ۱۳۸۴ آغاز کرد و بعد از چهار سال آن را در اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ منتشر کرد. دراین آلبوم سیروان سبک جدیدی از موسیقی به نام هاوس (house) را به موسیقی پاپ ایران معرفی نمود. در اسفند ماه ۱۳۸۸ سیروان خسروی برای اولین بار کنسرت خود را برگزار کرد که با استقبال طرفدارانش مواجه شد.وی با نقش آفرینی در فیلم سوت پایان نیکی کریمی خود را نشان داد و با خواندن و تنظیم تیتراژ ابتدا انتهای سریال ساختمان پزشکان سروش صحت شانسی برای نشان دادن خود پیدا کرد و موفق هم شد.اکنون او درگیر کار های نهایی آلبوم جدیدش با نام جاده رویاها است و هوادارانش بی صبرانه منتظر آلبوم جدیدش هستند.
بیوگرافی سیاوش قمیشی
اگر ۴
رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای
خواننده(Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در
نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر۴ وجه ترانه اش با دیگر
فعالان موسیقی پاپ(Popular) ایران متفاوت است.
سیاوش قمیشی (متولد ۱۳۲۴-۱۹۴۵ در اهواز و بزرگ شدهدر تهران )
آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به
عنوانخواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و
متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در
ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل)
ایران و در عین حال مبتنی بر آکوردهای غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که
ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی وغربی در قالب ترانه های
پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش
قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیرایرانی به نمایش
می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی ازموسیقی
ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران
نیستنداما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای
متبادر می کنند واین هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما,
ملودی های ظریف ایرانی راهمچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با
کمی دقت در آلبوم های سیاوشمیتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از
موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهدهکرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان
موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طورخودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب
ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهایبسیار موثق و اصیل از بزرگان
موسیقی ایران در سالهای ۱۳۲۰و۱۳۳۰ از رادیو تهرانتجربه ای تکرار نشدنی برای
هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگانآینده موسیقی نوین
ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقیعملی را از
طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.
سیاوشقمیشی خود سالهای ۱۹۷۰ را در انگلستان (مهد موسیقی راک)
گذرانده و آموزش موسیقیدیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی
مکانی فعالیت آنها را از نزدیکدرک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا
نموده است. این آمیختگی عملی باموسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه
انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند
ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدیدآوردند که پیشتر همانندی
نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی ازبهترین نمونه های هنر
هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی وبا توجه کامل
به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکسبه مرز
نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری
باتنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند,
توانسته اند باموسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در
استفاده ی آگاهانه وهوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های
عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, بهموسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به
فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانههای او را به گونه ای بهتر و جذاب تر
نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی کهسیاوش برای کار انتخاب میکند
چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانیکلام و دوری از
پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.
سیاوش از دیرباز علاقه ای بهاستفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر
مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دامابتذال ناشی از ساده پسندی و بی
هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضاییروشن و امیدبخش است, به دور
از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوینایران.
اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی
سیاهو خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که
متقابلأ در کارنامهی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک
سرانه هم مواجه نمی شویم.شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی
به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمیشوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا
ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ بهحیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه
های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزهزندگی فردی و اجتماعی اند
و”عشق, زندگی و حرکت” در این میان نقش محوری و کلیدیدارند و داستان هر
ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش درشناخت و کشف
ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیارخوب,
ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در
آلبومهایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که
شنونده را دچارملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه
هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ
آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاطضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص
صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته یصدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار
درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت
ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرفو بی غش می خواند
که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بردل شنونده
می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوینایران,
در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ
وافزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه
به معنایجمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در
بین جوانان دیده میشود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر
کار میکند مخاطبان و علاقهمندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به
جوانان, زندگی, عشق و نشاط میبخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و
مانند پدری مهربان سنگ صبور درد هایجوانی شان می شود. همه ما نسل بعد از
انقلاب در داخل و خارج کشور با صدای سیاوشقمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده
ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. بااو بوده ایم و او با ما
بوده است.
موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و
به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روستکه جوانان بسیار
دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشیمانند
سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.
بیوگرافی رضا یزدانی
رضا یزدانی حدود 15 سال است که موسیقی کار می کند اما موسیقی حرفه ای را حدود 9 سال است که شروع کرده است. وی فعالیت هنری اش را بصورت رسمی و برای اولین بار با آهنگسازی برای "دادگاه جنجال برانگیز" و "اگر باران بخواهد" از ساخته های آرش آبسالان در جشنواره های سال های 77 و 78 آغاز کرد. ساز تخصصی رضا ، گیتار الکتریک می باشد.
رضا یزدانی به عنوان خواننده و بازیگر در فیلم های حکم و رییس مسعود کیمیایی نقش ایفا کرد و همین امر موجب پرفروش شدن آلبوم های او و همچنین پیدا کردن طرفداران زیاد و محبوبیت بسیار زیاد او شد. رضا یزدانی عاشق موسیقی راک و متال است و اکثر کارهایش نیز به همین سبک اجرا شده اند.
رضا یـزدانی فعالیت هنری اش را به صورت حرفه ای با آهنگسازی برای «دادگاه جنجال برانگیز» و «اگر باران بخواهد» از ساخته های «آرش آبسالان» در جشنواره های تئاتر سال های 77-78 آغاز کرد. او 15 سال است که موسیقی کار میکند که 9 سال از آنرا بهطور جدی و حرفه اى دنبال کرده است. همچنـین تخصـص او در نواختن گیتـار خصوصاً گیتـار الکتریک میباشد.
رضا یزدانی اکنون علاوه بر آهنگسازى و خوانندگی به تدریس گیتار نیز اشتغال دارد. قبل از خواننده شدن بازیگر تئاتر بوده، ولی بعداً تمام وقتش را برای موسیقی گذاشته است. اولین حضورش در فیلمهای سینمایی برایش خوشیمن بوده است. چون هم در فیلم کیمیایی بازی کرده و هم فروش کارهایش بعد از دو سال یکباره چند برابر شد. البته فقط به خاطر فیلم «حکم». «رضا یزدانی» عاشق راک و متال است و به تازگی بازیگری را هم در فیلمهای سینمایی آغاز کرده است.
اولین آلبوم رضا یزدانی از طرف کمپانی ایران صدا به بازار آمد. آلبومی که شهر دل نام داشت و اشعار مولانا در آن خوانده شد و به سبک پاپ-راک بود. مطمئناً آلبوم شهر دل رضا یزدانی؛ قربانی بازار راکد موسیقی آن دوره شد.
در سال 82 رضا یزدانی دوباره به عرصه موسیقی برگشت. آلبوم پرنده بی پرنده با ترانه هایی از یغما گلرویی و همکاری حمیدرضا صدری از طرف کمپانی دارینوش عرضه شد، گرچه با شیطنت بعضی مجلات زرد آن دوره این آلبوم ضعیف ترین آلبوم سال انتخاب شد!!؛ اما رضا یزدانی طرفداران خاص خودش را جذب کرد. یکبار شنیدن ترانه جردن صفحه ای جدیدی را در زندگی شنوندگان رقم زد. ترانه لاله زار که بعد ها با تغییراتی برای فیلم حکم اجرا شد یکی از ترانه های محبوب و زیبای رضا یزدانی است.
اما چیزی که رضا یزدانی را به شهرت و محبوبیت بیشتر رساند، ارائه آلبوم سومش به نام هیس بود. آلبومی که در ابتدا قرار بود نام آن والیوم10 باشد به دلایل مجوز نگرفتن ترانه مذکور به هیس تغییر نام داد. قدرت آلبوم هیس به قدری بود که به منتقدان رضا یزدانی حتی اجازه نقد را نداد، و چیزی جز تحسین کردن آلبوم به همراه نیاورد. این آلبوم که ترانه های آن نیز کاری از یغما گلرویی است در اسفند 85 توسط دارینوش به بازار آمد. این آلبوم نماد واقعه ای یک موسیقی راک می باشد . ترانه «شمال» که راک – پاپ محسوب می شود برای کسانی که سفر به شمال داشته اند خیلی شنیدنی است. البته جدا از ترانه «شمال»، ترانه دیگری به نام »«کارتون»دارد که حال و هوای دوران کودکی را زنده می کند.
اما با اکران فیلم دیگری از کیمیایی و خبر هایی مبنی بر حضور رضا یزدانی این بار اکثر تماشاگران برای شنیدن ترانه رضا یزدانی به سالن سینما رفتند. بعد از این فیلم، موج جدیدی از فعالیت های رضا یزدانی آغاز شد. ترانه «شهر من» با آهنگسازی خودش و شعری از یغما گلرویی برای فیلم «رفقای فراموش شده» به کارگردانی امیر روزبه روحی پور آماده شد. در متن فیلم نیز ترانه بسیار زیبای «زندگی نامه» از آلبوم هیس توسط رضا یزدانی اجرا می شود. یکی از آخرین فعالیت های رضا یزدانی نیز اجرای ترانه «دنیای وارونه » از آلبوم هیس در فیلمی به نام «چهره به چهره» ساخته ی علی ژکان می باشد. از رضا آلبومی تمرینی به نام بوف کور نیز در سطح اینترنت یافت می شود که به گفته خوش این آلبوم به صورت تمرین و آن هم در کامپیوتر حمیدرضا صدری بوده است که به صورت غیر قانونی تکثیر شده است.
او به خاطر موسیقی تیتراژ پایانی فیلم حکم برنده تندیس «حافظ» شد.
منبع : وبسایت اختصاصی رضا یزدانی
بیوگرافی رضا صادقی
رضا صادقی 25 مرداد 1358 در شهر بندرعباس به دنیا آمد. و اصالتش از شهریست زیبا به نام میناب (آنامیس). نظر به اینكه در خانواده مذهبی و مقید چشم به دنیا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد.
علاقه مندی او به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتش را آغاز كند. سال 1368 ابتدای راه و به نوعی اولین جرقه فكری او بود با توجه به اینكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسیار محدودی برای فراگیری داشت.
او با مطالعه كتابهای متفاوت در این زمینه ساختار فكری خود را در مورد این هنر بسیار رویایی و لطیف استحكام بخشید. علاقه مندی او به موسیقی مدرن باعث شد تا از نگاه موزیسین های بزرگ برای بعد كاری خود استفاده كند در سال 1371 اولین آهنگ خود را به نوعی میشود گفت ساخت به نام راز عشق.
شاید در آن سالها كارهای او مورد قبول واقع نمی شد زیرا تفكرات به سوئی دیگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولین كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذریم هیچ نوع بار هنری نمی شد در آن پیدا كرد اما حركتی تازه بود.
در سال 1373 با كمی دقت دومین كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهای او جلب شد و او با شوق بیشتری به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر می داشت.
بنا به دلایلی در سال 1374 به طور موقت دست از كارهای هنری برداشت و شاید همان مدت برای او مدت زمان پر باری بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستی تحت نام كلاغ غارغاری شروع دوباره اما تا حدودی قوی تر از قبل را تجربه كرد.
علاقه زیاد او به هنرمندانی چون استاد چشم آذر و بیات باعث شد تا به كارهای ایشان و بزرگانی دیگر توجه خاص داشته باشد. و كارهای او تحت شعاع آنها قرار گرفت البته او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث، حافظ، مولانا، سهراب سپهری، شاملو و ماگوت بیگل باعث شد ذهنیت فكری آنها را در راه خود نورپردازی كند.
البته لازم به ذكر است كه 95% كارهای او با كلامهای خود اوست در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعی با كارهای قبلی او تفاوت داشت.
او سیر نسبتا صعودی را دنبال كرد به طوری كه در سال 1376 بندرقدیم 1377 مستانه و دیوانه در سال 1378 رویای شیرین و ده ثانیه را با هم در یك سال ارائه داد.
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود. یك حادثه زیبا در رویاهای او لحظه ها را برایش سرشار كرده بود تا اینكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گیتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصی قرار گرفت .
البته این كاست قبل از اینكه ویرایش شود به بازار رفت كه در مورد آن جای بحثی طولانی است آن حادثه زیبا و رویایی نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و دیدن زشتیها را با نگاه دیگر.
او مدت 8 سال پیراهین مشكی به تن داشت و همه مردم او را مشكی پوش می شناختند تا اینكه در سال 1381 كاست حكایت مشكی پوش را به مردمی تقدیم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق می دادند حكایت مشكی پوش آغازی است برای حركتی ار نوع مشكی پوش.
در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد. این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.
از در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان پیرهن مشکی به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.
رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان دیگه نمی تونم را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود. رضا صادقی با همسفری آهنین به نام عصا به سوی دنیای سبز فردا به پیش می رود شاید خود اوهم می داند كه مانده تا برف زمین آب شود اما او با گرمی كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد.
وی
در سال 90 آلبوم پر حرف وحدیثی به نام دیگه مشکی نمی پوشم! را ارائه کرد.
این آلبوم قرار بود با نام های 121 و یادگاری منتشر شود که یه این نام
تغییر کرد. در ابتدا شایعه هایی مبنی بر اتمام مشکی پوشی او شد که با
انتشار آهنگ و توضیحات سایت رسمی هواداران مشخص شد وی گفته که گفته که مشکی
رنگه عشقه و برای رفتن و مردن شخصی مشکی نمی پوشم. تراک 5 این آلبوم به
همین نام است. در این آلبوم شعر 12 آهنگ را خود رضا صادقی گفته است.
این
آلبوم قرار بود با نام های 121 و یادگاری منتشر شود که یه این نام تغییر
کرد. در ابتدا شایعه هایی مبنی بر اتمام مشکی پوشی او شد که با انتشار آهنگ
و توضیحات سایت رسمی هواداران مشخص شد وی گفته که گفته که مشکی رنگه عشقه و
برای رفتن و مردن شخصی مشکی نمی پوشم. تراک 5 این آلبوم به همین نام است.
در تلاشی جدید فیلم زندگی رضا صادقی با نام بی خداحافظی در حال ساخت است.
بیوگرافی داریوش
زندگینامه
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در میانه به دنیا
آمد. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را
در میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در
مدرسه شهرآرا به روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون
دبیرستان فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستان سنندج، و دبیرستان
آزادگان تهران پارس گذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامههای هنری می
پرداخت.
در ۱۳۴۹ با حسن خیاطباشی آشنا میشود و همین ورود رسمی
او به موسیقی حرفهای است. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم
به شهرت میرسد. لازم به توضیح است که اولین نرانه مستقل او ترانه نبسته
پیمان بوده است از علی گزرسز (رها) داریوش در روز ششم شهریور ماه ۱۳۵۳ توسط
سیاسی امنیت شاهنشاهی (ساواک) دستگیر و مدت ۹ ماه در زنان میماند، در همان
روز روزنامه اطلاعات عکسی از او به چاپ میرساند که پلیس مدعی شده بود که
او را به جرم مصرف ونگهداری ی مواد مخدر دستگیر کرده است که آن مطلب دروغ
محض بود وساواک او را به خاطر اجرای ترانه های سیاسی اش مثل جنگل ، پریا،
رهایی و گل گندم به زندان انداخته بود .
با سر کار آمدن جمهوری اسلامی، داریوش نیز مانند اکثر
خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شد و در مهر ماه ۱۳۵۷ (۱۹۷۸)
به انگلستان و به شهر برموس نقل مکان کرد و پس از دوسال اقامت در آنجا به
دعوت احمد محمودعازم آمریکا شد.
در دهه هفتاد خورشیدی ترانهای از داریوش با عنوان به
بچههامون چی بگیم با شعر اردلان سرفراز باز دوباره بر سر زبانها افتاد.
گناه هر چی که گذشت به گردن ما بود و هست
از ما اگه بتی شکست بتهای تازه جاش نشست
داریوش در سالهای اخیر در خارج از ایران فعال بوده و
در آمریکا، انگلستان، آلمان، کانادا، و ژاپن کنسرتهایی اجرا کرده است.
او که خود مدتها معتاد بود (بنا بر اظهارات خودش)،
اعتیاد را ترک کرد و به عنوان فعال ضد اعتیاد نیز فعالیت میکند و از همین
رو به همراه جمع دیگری سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را تأسیس کرده است. و
با کمک شخصی بنام خشایار سایت بهبودی و بهبودی چت را تأسیس کرد سپس بعدها
با تأسیس بنیاد آینه و عضویت در عفو بین الملل بر فعالیتهای اجتماعی خود
افزود.
ترانهها
داریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.
شعرهای ترانههایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، احمد
شاملو، نادر نادر-پور، حسین منزوی و سیمین بهبهانی و ترانهسرایانی همچون
اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است. وی با آهنگسازان بنامی
چون جلیل و فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان ، حسن
شماعی زاده و بابک افشار همکاری داشته است.
از جمله ماندگارترین آثار داریوش میتوان به ترانههای
دستهای تو و چشم من و دوباره میسازمت وطن و "بچه ها" و "خونه" اشاره کرد.
کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.
وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوسآنجلس فاصله
گرفته است و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز
اینترنت منتشر میکند.
فعالیتهای سیاسی - اجتماعی
داریوش چه در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و چه بعد از
پیروزی انقلاب اسلامی به مخالفت با روش زمامداران حاکم بر ایران پرداخت و
به همین دلیل به زندان افتاد. وی در زمان حکومت پهلوی قصد خروج از کشور
داشت که با آن موافقت نشد. حمله به وی باعث شد تا برای معالجه به وی اجازه
خروج داده شود و بنا بر این در زمان انقلاب وی در ایران نبود. پس از آن نیز
وی به کشور بازنگشت
وی در طی سالهای غربت همواره از پناهجویان ایرانی حمایت
کرده است و در تظاهراتهای حمایت از این افراد فعال بوده است.و نیز با
تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از معتادان برخاسته است.
اعتیاد
در دهه پنجاه خورشیدی شخصی با حمله به داریوش بر صورت
او اسید پاشید و وی مدتی در بیمارستان بستری شد. برای کاهش درد به وی مرفین
داده میشد و تکرار این کار باعث شد تا وی گرفتار اعتیاد به مواد مخدر
شود. به گفته خود داریوش تا قبل از این ماجرا آشنایی وی با مواد مخدر اندک
بوده است.
پس از سالها اعتیاد وی سرانجام تصمیم به ترک میگیرد و
به کمک متخصصان موفق میشود اعتیاد را ترک کند. اولین برنامه رسمی داریوش
بنام آینه در رادیو AFN (میبدی) بود و در سال 2003 با همکاری شخصی بنام
خشایار سایت بهبودی را که اولین وب سایت ایرانی برای کمک به معتادان و
خانواده ها بود را در سال 2003 راه اندازی کرد و سپس با همکاری دو پزشک
بنیادی به نام آینه تأسیس میکند تا به یاری معتادان برود. گفته میشود از
زمان تأسیس این بنیاد تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار نفر ترک اعتیاد کردهاند.
بعد از رادیو وی تصمیم به گسترش کار خود می گیرد و برنامه آینه را در
تلویزیون های 24 ساعته ادامه می دهد وی همچنین در همایشها و کنفرانسهای
متعدد ترک اعتیاد شرکت کرده است.
جوايز و افتخارات
جايزه سيمون و رونالد رايت بابت حمايت از حقوق اقليت سال ۲۰۰۵
نشان صلح در فستیوال فیلم، موسیقی و رسانههای تصویری بحرین
جایزه بینالمللی شر به خاطر فعالیت های پیوسته در ارتباط با اعتیاد و معضلات اجتماعی
بیوگرافی حبیب
حبیب محبیان بهتر شناخته با
نام حبیب در سال 1331 هجری شمسی در شمران آذرباییجان به دنیا آمد. سه سال
در رضاییه و چند سالی هم در تبریز زندگی کرده است و اصلتاً متعلق به رضاییه
است. خانواده او هنرمند و علاقه مند به موسیقی بودند. برادران او گرچه به
صورت غیر حرفه ای، ولی برای دل خودشان ویولون میزدند. یکی از آنها صدای
خوبی داشته و آواز میخوانده است. حبیب هم از همان دوران کودکی به گیتار
علاقه فراوانی داشته و تنها کسی هم که به راه موسیقی کشیده شد خود حبیب بود
و با مخالفت های اعضای خانواده روبرو شد و به خاطر این کار تنبیه بدنی هم
شده است، ولی عشق حبیب به این کار باعث نشد که از کار خود دست بکشد. دوران
دبیرستان او مصادف با دهه شصت اروپا و پیدایش گروه بیتل ها (Beatels) بود
که ذوق و شوق موسیقی را در وجود حبیب ایجاد کرد و باعث شد که به آموختن
موسیقی و نواختن گیتار که ساز مورد علاقه اش نیز بود روی آورد. چند سال بعد
طی تبلیغ رادیو و تلویزیون برای استخدام خواننده راهی آنجا شد تا در بین
بیشمار شرکت کنندگان که حدود هشت هزار نفر بودند قرار بگیرد. پس از گذراندن
مراحلی بسیار سخت مورد تایید داوران قرار گرفت و در بین شانزده – هفده نفر
دیگری که در این مسابقه قبول شده بودند جای گرفت. دو سال در آنجا ماند و
در طول این دو سال آموزش موسیقی هم میدید و زمینه پیشرفت حبیب داشت فراهم
میشد که خدمت سربازی سرش را گرفت. به خدمت سربازی رفت و آموزشی را در کرمان
و خدمت را در ارومیه گذراند.او در خدمت نیز جزء خوانندگان باشگاه افسران
شد تا در کاخ جوانان برنامه اجرا کنند و این گونه از طرف کاخ جوانان رضاییه
به تمام کاخ های جوانان سرتاسر ایران سفر کرده است. پس از اتمام سربازی با
دختری به نام شادی ازدواج میکند که یک پسر هم به نام احمدرضا از او دارد
که در ایران زندگی میکند. یک روز که شادی برای انجام کارهای روزمره در
خیابان راه میرفته پایش پیچ میخورد و به علت این که بچه دستش بوده به زمین
میخورد.
او را به بیمارستان میبرند و به علت اشتباهی زدن آمپول
کزاز در عرض بیست ثانیه او را میکشند. در همان زمان مادر حبیب هم که برایش
بسیار عزیز نیز بوده فوت میکند
تا این گونه دو خاطره ی بد
در ذهن حبیب نقش ببندد. حبیب در سال 1356 اولین آلبومش را با عنوان "مرد
تنهای شب" روانه بازار میکند. مرد تنهای شب آلبومی بود که بیشتر کارهایش
همانند شعر، آهنگ و تنظیم از خود حبیب بود و با این کار توانست راه صد ساله
را یک شبه تمام کند و محبوبیت زیادی بین مردم به دست آورد. او بیشتر آهنگ
های این آلبوم را برای مرحوم مادرش و همسرش خواند تا این گونه درد دلش کمی
آرام بگیرد. آهنگ هایی همانند "شهلای من" و "نگاهم" را به یاد همسرش خواند و
دو آهنگ نیز به نام های "مادر" و خرس کوکی (ببار ای برف)" در سوگ مادرش
خواند. با زن دیگری به نام ناهید ازدواج کرد که پسرش محمد که خواننده مطرحی
نیز هست از همسر دوم ایشان است.
حبیب علاوه بر خوانندگی آهنگساز قهاری نیز هست که علاوه بر
ساختن آهنگ ترانه های خود اگر لازم بداند برای دیگر خوانندگان نیز
آهنگسازی میکند. او استاد نوازندگی گیتار است و از معدود خوانندگانیست که
در کارهایش از گیتار دوازده سیم استفاده میکند و در کنسرت هایش نیز یکی از
نوازندگان گیتار خود اوست و در حین این که میخواند گیتار هم میزند.
صدای حبیب یک صدای زیبا،
لطیف، دلنشین و پر احساس است که قابلیت های فراوان صدایش او را به یک
خواننده منحصر به فرد تبدیل کرده است. یکی از ویژگی های مهم و بارز صدای او
لرزش خاصی است که دارا میباشد و در خواندن گام بالا طوری صدای خود را
میلرزاند که به جرات میتوان گفت که هیچ خواننده ای قادر به این کار نیست و
همین قابلیت ها است که او را جزء خوانندگان صاحب سبک کرده است.
حبیب در طول آلبوم هایی که در زندگی هنری خود بیرون داده
یکی از متفاوت ترین هنرمنداست. دو آلبوم اول او با نام های مرد تنهای شب و
سلام همسایه که قبل از انقلاب منتشر شدند ریتمی آرام داشتند و بیشتر آهنگ
های آن غمگین بودند. از سال 1360 به بعد که حبیب برای ادامه کار هنری به
خارج رفت سه آلبوم به نام های آفتاب مهتاب، خورشید خانوم و همراز را بیرون
داد که کاملاً با دو آلبوم قبلی متفاوت بودند ولی همه به سبک خود او خوانده
شده بودند. آلبوم همراز آلبومی شاد بود و با آهنگسازی خود حبیب دسته بندی
شده بود. آلبوم های آفتاب مهتاب و خورشید خانوم که بیشتر آهنگ های آن سنتی
بودند خوانده شد با این تفاوت که آفتاب مهتاب شاد بود ولی خورشید خانوم
غمگین. بعد از آن، آلبوم آخه عزیزم چی میشه منتشر شد که باز به سبک خاص و
زیبایی خوانده شده بود. بعد از این آلبوم پرطرفدارترین سبک حبیب شروع شد.
او آلبوم صفر را ساخت و بعد از آن بزن باران، کویر باور، خداوندا و خانه
کوچک را منتشر کرد که بسیار خوب مورد توجه قرار گرفت ولی در دو آلبوم بعدی
خود پسرش را هم به عرصه خوانندگی آورد که در این آلبوم ها که جوونی و خودشه
نام داشتند، بیشتر آهنگ هایی با ریتم تند و امروزی را اجرا کرد که زیاد با
سبک خودش هم خوانی نداشت. آخرین آلبوم او هم تا اکنون ایران بانو است که
مخلوطی از سه آلبوم قبلی است، یعنی از لحاظ سبک خواندن، هم به سبک امروزی
است هم به سبک قدیمی حبیب.
بیشتر آهنگ های حبیب بر وزن اجتماعی هستند و نمونه های آن
را میتوان از آهنگ های خداوندا، خانه کوچک، بنی آدم و ... نام برد. بعد از
آن، آهنگ های سیاسی بیشتر کارهای حبیب را تشکیل میدهند و نمونه بارز آن را
میتوان از آهنگ های افق، بزن باران، خرچنگ های مردابی، گلسرخی و ... نام
برد. آهنگ های عاشقانه و دیگر آهنگ ها بقیه ی کارهای او را شکل میدهند.
پروانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند میباشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .
حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.
در سن 20 سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانههای ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را میشناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند.
بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش میآید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه میدهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام " سرگردان" در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)
پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج میکند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها میباشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجرهای به باغ گل و ... اجرا کرده است.
وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بیکار شد و بیمهری وی به حمیرا روز به روز بیشتر شد. حمیرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذیت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمایت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی میکند.
نوع صدا و سبک موسیقایی
صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهمتر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .
آهنگسازان
برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارتاند از: استاد علی تجویدی - استاد پرویز یاحقی - استاد اسدالله ملک - استاد کامل علی پور - استاد محمد حیدری - استاد محمدجلیل عندلیبی - حسن شماعی زاده - بابک رادمنش - کاظم رزازان - صادق نوجوکی - استاد فضل الله توکل - استاد انوشیروان روحانی.
ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ - مولوی - بابا طاهر عریان - استاد رهی معیری - استاد بیژن ترقی - هما میرافشار - لیلا کسری مشهور به هدیه - جلیلی بیدار - عماد خراسانی - کمال خجند - گلچین معانی - معینی کرمانشاهی
لیست آثارکلاسیک ماندگار
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان
شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی
میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی .
هدیه عشق - بهار نورسیده بهار عشق من - محبت - ساز خاموش - دل خونه - محمد -
درویشان - از دست عشق- بی وفایی - الهی بمیری --به خاطر تو - آهنگ محبت -
می عاشقانه - گلهای تازه شماره 145 با هم خوانی استاد محمودی خوانساری.
و...
لیست آثار ماندگار پاپ
دریا کنار - پیرت بسوزه عاشقی - سرگردان - ده بهار - بی قرار - شمال - کوچ - امید - اینه دنیا - عالم عشق -هم زبونم باش - مسافر غریبه - ای دادبیداد - چوبکاری -در جستجو -

